ابو طالب حسينى تربتى
144
تزوكات تيمورى ( فارسى )
جمع شد بر تسخير حلب و حمسا همت بستم و باندك توجهي آن مملكت را مفتوح ساختم و كمر عزيمت بر تسخير ممالك مصر و شام بستم و كنكاشي كه در مفتوح ساختن مصر و شام كردم اين بود كه چون خبر شوكت و قدرت من بمسامع قيصر رسيد كه قلاع سيواس و ملطيه و توابع آن را مسخر كردم و لشكرهاي ويرا كه در قلاع بودند همكي متفرق و پراكنده كردانيدم عرق غيرت وي به حركت درآمد و با غواي قرا يوسف تركمان كه از صدمهء لشكر من كريخته بود و پناه بقيصر برده بود بجنك قرار داد و نكبت و زوال قيصر نزديك رسيده بود و قرا يوسف ويرا ترغيب نمود كه بر من لشكر كشد و قيصر باغواي قرا يوسف با لشكر كران به حركت در آمد و افواج مصر و شام را هم بمدد خواسته بود و من كنكاش كردم كه اكر من هم لشكر خود را سه فوج سازم بهتر است اما فتح و هزيمت در پرده تقدير محجوباند و از امرا كنكاش خواستم و سپاهيانه كنكاش كفتند كه بجنك مبادرت بايد نمود